تبادل لینک
هوشمند
برای
تبادل لینک
ابتدا ما را با
عنوان
ησŁєbσσk
و آدرس
crazy-girls.LXB.ir
لینک نمایید
سپس مشخصات
لینک خود را در
زیر نوشته . در
صورت وجود لینک
ما در سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 2
بازدید هفته : 12
بازدید ماه : 10
بازدید کل : 43878
تعداد مطالب : 50
تعداد نظرات : 30
تعداد آنلاین : 1
خُ داشتم میگفتم
دیه شروع کردیم پچ پچ کردن با هَم
بچه هاشون به معنای واقعی اسکُل بودن ، ما هم مُخِشونو کار میگیرفتیم کر کر میخندیدیم
اون خانم معَلَمه هم هی بد نیگامون میکرد
جلسه اول به این مِنوال بود
تو جلسه های بعدش ما میرفتیم صندلی های اخَر مینشستیم
یه عالمی بود جاتون خالی
همه رو زیر نظر داشتیم
یه معلمم بود خانُم آقایی
ما صداش میکردیم آقای خانُمی
همیشه هم میگفت آخریا گوش ندین یه تولید محتوا ازتون میخواما
ما هم برای لحظاتی خفه خون میگرفتیم
عاها گاهی اوقات معلما چیزای ابتدایی رو میدادن به یه دختره که بعد ها همکلاسیمون شُد
اسمش فریده بود ، عاقا این یه عادم دستمالی تشریف داش که نگو
اون لحظات ملکوتی ما دوس داشتیم بوق بوقش کنیم
آی حرصمون میگرفت ازش تعریف میکردن
یه خانم خورشیدی هم بود که ما همیشه میگفتیم حاملس خخخخ
اما بعد ها فهمیدیم ابعاد شکمش هیچ تغییری پیدا نمیکنه
ما همه ی معلمامونو حامله میکردیم ( ههه از معلمان گرامی خواهشمندیم برای نگرفتن برچسب باردار بودن شکم خود را آب کنند با تچکُر
)
یه بار هَم سر کلاس به مزاحمی تینا زنگ زدیم ببینیم کیه
اونم زیر دوربین مخفی
که آخر سال فهمیدیم هیچوقت کار نمیکرد
ینی رید تو حالمون
چه کارایی که ما از ترسش نکردیم خخخخخ
آپ امرو بَس
عاقا خسته نباشی